ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1443
سفرنامه شاردن ( فارسى )
پس از آن بازار قلابدوزان و تكمهسازان است كه تكمههاى زرين و سيمين مىسازند . اين بازارها به يكى از خيابانهاى ميدان شاه مىرسد ، و از آن راهى است به سوى محلهاى كه كمپانى هلندى و آسايشگاه بينوايان كاپوسنها Capucin در آن جاست . قصر امامقلى خان شخصيت معروف ايران نزديك همين جاست . اين مرد نامور در زمان پادشاهى شاه عباس كبير سپهسالار سپاهيان ايران بود ، و به يمن همت و كفايت و لياقت وى پيروزيهاى بزرگى نصيب ايران شد . پس از پايان يافتن اين محلات بازارى است كه در يك سوى آن عطاران و قنادان و داروفروشان دكان دارند ، و در جانب ديگر فروشندگان زيورآلات گرانبها و پارچهها و جامههاى نيمدار پرقيمت به كار اشتغال دارند . دكانهاى اين رسته بازاريان به مدرسهء عبد الله خاتمه مىيابد ؛ و آن طرف مدرسه جاى كار آشپزانى است كه در تمام مدّت روز غذاهاى بدون گوشت به مردم مىفروشند . گفتنى است كه مسلمانان پرهيز و كمخورى را دواى برخى از بيماريها مىدانند نه رياضت را . زيرا رياضت مسلمانان كارى رنجمند و دشوار است ، و مانند رياضت كشى مسيحيان پيرو كليساى روم نيست كه به خوددارى از خوردن گوشت محدود شود . روزهدارى مسلمانان چنان است كه از پيش از سپيده دمان تا پاسى پس از فروشدن آفتاب لب از خوردن و آشاميدن فرو مىبندند . مسيحيان مشرق زمين از تفاوتى كه ميان پرهيز از غذا و روزهدارى ميان ما مسيحيان مغرب زمين معمول و مرسوم است هيچگونه آگاهى ندارند ، چه روزهدارى آنان مبتنى برخوددارى از آشاميدن و خوردن گوشت و موادّ حيوانى مانند تخم مرغ ، كره ، پنير و شير مىباشد . بعد از دكانهاى آشپزها دكانهاى كتابفروشان و ريختهگرهاست . اين دو رشته دكانها در مدخل كاروانسراى خوش منظر و باشكوهى است كه صفى ميرزا پسر ارشد شاه عباس كبير كه به دستور پدرش كشته شد ساخته است ؛ و نزديك آن كاروانسراى ديگرى است كه به بازارى منتهى مىشود كه در آن بر روى پارچههاى ابريشمين يا كتانى طلا يا نقره يا موادّ رنگين نقش مىكنند . هنرمندان ايران در اين صنعتگرى چنان چابكدست و ماهرند كه كارشان همانند گلدوزى جلوه مىنمايد . پس از آن بازار چپقسازان است كه محلهشان تا نزديك بازار شاه امتداد دارد ؛ و در آن حدود جائى است كه وسيعترين و بهترين قهوهخانههاى پايتخت در آن